حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
2254
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )
كه گروهى از ارواح تمام رفتار و كردار انسان را اداره ميكنند . بعد از انتشار مذهب جديد ، آدابى روحانيّون اين مذهب بمغولستان داخل كردند ، كه بكلّى موافق طبيعت و معتقدات مغول بود ، يعنى از يكطرف با تنبلى و كاهلى موافقت ميكرد و از طرف ديگر به او ميآموخت ، كه با چه آورده و طلسمها و غيره ارواح بد را از خود دور كند . در هيچجاى دنيا به قدر مغولستان عدّه كاهنين زياد نيست مغول از دو پسر خود حتما يكى را بطبقه كاهنين داخل مىكند و در شمال مغولستان عدّه كاهنان بپنج هشت يك تمام ذكور اهالى ميرسد . شغل عمده مغول حشم دارى است . دارائى او را عدّه حشم معلوم ميدارد . حشم عبارت است : از اسب و شتر و گوسفند و بز و ساير حيوانات اهلى . اسبها كوچك و زشتاند ، ولى از حيث بردبارى كمتر نظير دارند . مغول بصنعت تمايلى ندارد و بيشتر مال التّجاره صنعتى را از چين و همسايگان ديگر ميخرد . تا چندى پيش تجارت با معاوضه جنس بجنس به عمل ميآمد . خلاصه آنكه اهالى مغولستان جز چينىها مردمانى هستند ، كه بيشتر بچادر نشينى متمايل و در درجهء پست تمدّن واقعاند . چينىها به عكس حضرىاند . تاريخ ابتداى تاريخ مغولستان خيلى تاريك و يگانه منبع آن روايات چينى است . اين روايات راجع بطوايفى مختلف ، كه تاريخشان با تاريخ چين ارتباطى دارد ، اطّلاعاتى ميدهد . جاى ترديد نيست ، كه زندگانى سياسى فقط در قسمت شمال غربى مغولستان نشو و نما كرده و نيز در كنارهاى شرقى و جنوبى آن ، اما گوبى يا وسط مغولستان هميشه كويرى بوده و ديگر اين مطلب روشن است ، كه در جاهاى مذكور دستههائى از مغولها 25 قرن قبل از ميلاد بزندگانى چادرنشينى و صحراگردى ميپرداختهاند ، پيشه و كار آنها حشم دارى بوده و طوايف ، بخصوص آنهائيكه در شمال و شرق ميزيستند ، از حيث قوميّت باهم تفاوتهائى داشتهاند . اگرچه چينيها همه اين طوايف را بىدى ، يعنى وحشيهاى شمالى ، ميناميدند ، ولى